الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )

67

شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )

بود و آنان در آن روز بزرگان اهل نجران بودند ، پس گفتند : اى محمد سرور ما را چگونه ياد مىكنى ؟ حديث را مانند قبلى ادامه داد تا اينجا كه گفت : جبرئيل با اين آيه نازل شد : « ان مثل عيسى عند اللّه - تا - لهو العزيز الحكيم » تا آنجا كه آنان گفتند : با تو ملاعنه مىكنيم . پيامبر بيرون آمد و دست على را گرفت و فاطمه و حسن و حسين با او بودند ، پس گفت : اينان پسران و زن‌ها و جان‌هاى ما هستند ، آنها خواستند كه ملاعنه كنند ، ابو الحرث به سيّد و عاقب گفت : به خدا سوگند ما با ملاعنه با اينان كارى انجام نمىدهيم . پس با او بر جزيه مصالحه كنيد . گفتند : راست گفتى اى ابو الحرث . پس به رسول خدا صلح و دادن جزيه را پيشنهاد كردند و پيامبر آن را پذيرفت و گفت : سوگند به كسى كه جان من در دست اوست اگر با من ملاعنه مىكردند ، خداوند سالى را بر من سپرى نمىكرد مگر اينكه كسى از آنان باقى نمىماند و در اين صورت خدا ستمگران را هلاك مىكرد . 170 - عن جابر بن عبد اللّه قال : قدم وفد أهل نجران على النبي ( ص ) و فيهم العاقب و السيد فدعاهما إلى الإسلام فقالا : أسلمنا قبلك . قال : كذبتما إن شئتما أخبرتكما بما يمنعكما من الإسلام . فقالا : هات أنبائنا . قال : حب الصليب و شرب الخمر و أكل لحم الخنزير ، فدعاهما إلى الملاعنة فوعداه أن يغاديانه بالغداة فغدا رسول اللّه و أخذ بيد عليّ و فاطمة و الحسن و الحسين ثمّ أرسل إليهما فأبيا أن يجيئا ، و أقرّا له بالخراج فقال النبي : و الذي بعثني بالحق لو فعلا لأمطر الوادي عليهما نارا قال جابر : فنزلت هذه الآية : ( ندع أبناءنا و أبناءكم و نساءنا و نساءكم و أنفسنا و أنفسكم ) قال الشعبي : أبناءنا الحسن و الحسين عليهما السلام و نساءنا فاطمة و أنفسنا عليّ بن ابى طالب عليه السلام . جابر بن عبد اللّه گفت : گروه اعزامى اهل نجران نزد پيامبر آمدند و عاقب و سيد در ميان آنان بود . پيامبر آنان را به اسلام دعوت كرد آنان گفتند : پيش از تو ما مسلمان شده بوديم . پيامبر گفت : دروغ مىگوييد اگر بخواهيد به شما خبر مىدهم كه چه